صنعت سینما یک صنعت قدرتمند و تأثیرگذار است که اگرچه برای ساخت یک فیلم زحمت و هزینه بسیار زیادی صرف می‌شود اما حاصل کار اغلب موفق بوده و خستگی را از تن عوامل خارج می‌کند. حقیقت این است که تمام فیلم‌ها در طول زمان موفق باقی نمی‌مانند و پس از مدتی فراموش می‌شوند. اما یک فیلم موفق جاودانه است و این حقیقت باعث اهمیت آثار هنری می‌شود. فیلم در طول زمان تغییر نمی‌کند و می‌توانید همیشه آن را تماشا کنید. اگرچه در دوره مدرن و با پیشرفت تکنولوژی در زمینه فیلم‌برداری می‌توان فیلم‌های ساخته شده را تغییر داد اما همیشه فیلم‌هایی وجود دارد که دوست دارید بارها و بارها آن را تماشا کنید.

    به همین دلیل تصمیم گرفتیم فهرستی از برترین فیلم‌های سینما که می‌توان بارها و بارها به تماشای آنها نشست را به شما معرفی کنیم. این فیلم‌ها بنا به دلایلی تماشاگر خود را حفظ کرده و بارها و بارها دیده می‌شوند. شاید دلیلش این باشد که موضوع فیلم یک موضوع جهان شمول است و همه می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند، یا اینکه داستان فیلم لذت بخش است. برخی از این فیلم‌ها هم به دلیل داشتن صحنه‌های جالب و خنده دار می‌توانند تماشاگر را با خود همراه کنند. در هر صورت می‌توان به جرئت اذعان داشت که این فیلم‌ها ارزش بارها و بارها تماشا شدن را دارند.

    بنابراین با ما باشید تا این فیلم‌ها را به شما معرفی کنیم.


    رفقای خوب – Goodfellas

    زمانی که مارتین اسکورزی فیلم ساز این فیلم را ساخت هنوز با واکنش‌های روی داده به فیلم “آخرین وسوسه مسیح” (The Last Temptation of Christ) که در سال ۱۹۸۸ ساخته شده بود و فیلم “رنگ پول” (The Color of Money) دست و پنجه نرم می‌کرد. به همین دلیل باید چیزی را اثبات می‌کرد. اسکورزی برای ساختن یکی از بهترین آثار گانگستری تاریخ سینما به رگ و ریشه‌های ایتالیایی‌اش تکیه کرد و آن را با عناصر معاصر ادغام نمود. نتیجه کار یک فیلم تأثیرگذار، حماسی، کمدی و درنهایت تراژیک از زندگی در دنیای مدرن است، از زندگی کودکان خیابانی گرفته تا موش و گربه‌هایی که در این جامعه نفس می‌کشند. اسکورزی با ساخت یک فیلم با ریتم کند و بازی‌های فراموش نشدنی رابرت دنیرو، ری لیوتا، لورین براکو و البته جو پشی، قدرت فیلم سازی خود را به تصویر می‌کشد. در این فیلم صحنه‌های زیبای مختلفی وجود دارد، از صحنه افسانه‌ای در کاپاکابانا گرفته تا صحنه زیبا و جذاب روز آشپزی. این فیلم یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فیلم‌های اسکورزی است که می‌توان بارها و بارها آن را تماشا کرد، او در این فیلم یک داستان قوی را به جالب‌ترین شکل ممکن روایت می‌کند که نشان دهنده ذوق و استعداد سرشار اوست. – آدم چیتوود


    مرخصی فریس بولر – Ferris Bueller’s Day Off

    اگر قرار بود این لیست را بر اساس اینکه کدام فیلم را می‌توان بیشتر و بیشتر تماشا کرد طبق بندی می‌کردیم قطعاً این فیلم در بالاترین جایگاه قرار می‌گرفت. تا سال ۱۹۸۶ جان هیوز به شکل‌های مختلف درباره نوجوانان فیلم ساخته بود، از “شانزده شمع” (Sixteen Candles) که به ماجرای عشق یک زن جوان می‌پرداخت گرفته تا کمدی درام “کلوپ صبحانه” (The Breakfast Club). اما هیوز در این فیلم به یکی از جالب‌ترین ماجراها می‌پردازد، گروهی که مدرسه را رها کرده و به خوشگذرانی می‌پردازند. همانند فیلم‌های دیگر هیوز در این فیلم هم به موضوع عشق پرداخته شده و اگرچه شخصیت اصلی داستان یک جوان ماجراجوست اما این کامرون و اسلون هستند که بار اصلی فیلم را بر دوش می‌کشند. کامرون با افسردگی دست و پنجه نرم کرده و با پدرش رابطه خوبی ندارد، درحالی که اسلون نگران آینده‌اش است. شاید تنها اعتبار هیوز باعث شد که بتواند چنین موضوع سنگینی را انتخاب کند، همچنین صحنه‌هایی مانند صحنه رقص در وسط شیکاگو و ترکیب لذت و واقعیت محض، از جمله دلایل موفقیت این فیلم محسوب می‌شوند. این فیلم یک فیلم ضد جشن و در حین حال طرفدار جشن و پایکوبی است که هم این موضوع را نقد می‌کند و هم حمایت، اما با وجود این دیدن آن واقعاً لذت بخش است. – آدم چیتوود


    گوینده: افسانه ران برگندی – Anchorman: The Legend of Ron Burgundy

    با دیدن این فیلم می‌توانید از تمام دیالوگ‌های آن، از اول تا آخر فیلم، نقل قول کنید، بنابراین مشخص است که می‌توان فیلم را بارها و بارها تماشا کرد. اگرچه ویل فرل و آدم مک کی بارها و بارها توانایی خود به عنوان یک تیم را به رخ کشیده‌اند اما این بهترین اثر ماندگار آنهاست. این فیلم فیلمی است که از عجیب و متفاوت بودن واهمه‌ای ندارد و برخلاف فیلم “گوینده ۲” (Anchorman 2) که فیلم خوبی بود اما چندان در یادها نماند، از ابتدا می‌دانست که ماندگار خواهد شد. فیلم گوینده زمانی که در سال ۲۰۰۴ اکران شد با استقبال خوبی مواجه نشد اما پس از عرضه در ویدیوی خانگی توانست توجه مخاطبین را به خود جلب کند، که البته چیز عجیبی نیست. این فیلم از آن دست فیلم‌هایی است که می‌خواهید آن را داشته باشید و بارها و بارها تماشا کنید. – مت گلدبرگ


    یادگاری (ممنتو) – Memento

    اگر طرفدار کریستوفر نولان باشید و فیلم “یادگاری” را کمتر از سه بار تماشا کرده باشید پس نمی‌توانید خود را طرفدار نولان بنامید. اگرچه این فیلم اولین اثر کارگردانی نولان نبود اما اولین فیلم بلند او بود که با همکاری برادر جوان‌ترش جاناتان نولان ساخته شده بود و عرصه را برای موفقیت‌های بعدی او، یعنی سه گانه بتمن، مهیا کرد. فضای این فیلم یادآور یک فیلم تمام عیار نولانی است، تأثیرگذار، هوشمندانه، خوش ساخت، با بازی‌های کاریزماتیک و ویرایش شاهکار. یادگاری را می‌توان هوشمندانه‌ترین فیلم نولان دانست، اگرچه طرفداران زیاد فیلم “تلقین” (Inception) و فیلم نامه علمی فیلم “میان ستاره‌ای” (Interstellar) به نوعی رقبای آن محسوب می‌شوند. اما همانطور که تلاش لئونارد برای یافتن قاتل همسرش به یک چرخه پایان ناپذیر تبدیل می‌شود، فیلم به شما نشان می‌دهد که باید بارها و بارها آن را تماشا کنید. – دیو ترامبور


    شان می‌میرد – Shaun of the Dead

    تیم فیلم سازی ادگار رایت، سیمون پگ و نیک فراست، اولین بار در سریال تلویزیونی “فاصله” (Spaced) در کنار هم قرار گرفتند اما همکاری آن‌ها در فیلم “شان می‌میرد” در سال ۲۰۰۴ نام آن‌ها را بر سر زبان‌ها آورد. در حقیقت دلیل موفقیت آن‌ها این بود که در این فیلم تم های کمدی، زامبی و رمانتیک را در کنار هم قرار دادند. اما دلیل ماندگاری این فیلم (و فیلم‌های دیگر رایت) خوش ساخت بودن آنهاست. هر حرکت دوربین هدفمند است، هر خط و دیالوگ به خوبی زمانبندی شده است و کل فیلم به گونه‌ای ساخته شده تا تجربه خوبی در اختیار بیننده قرار گیرد و او را دوباره به تماشای این فیلم جلب کند. حتماً دلیلی دارد که مردم بارها و بارها این فیلم را تماشا می‌کنند (مخصوصاً در ایام هالووین)، یکی از دلایل موفقیت فیلم فیلم نامه رایت و پگ است که با سخنرانی ابتدایی فیلم تقریباً می‌توان به محتوای داستان پی برد. زمانی که در ساخت یک فیلم آنچنان تلاش شده و تجربه فراموش نشدنی در اختیار بیننده قرار می‌گیرد، تعجبی ندارد که شان می‌میرد به یک اثر جدید کلاسیک تبدیل شود. – آدم چیتوود


    شبکه اجتماعی – The Social Network

    زمانی که شنیده شد خالق برنامه تلویزیونی “بال غربی” (The West Wing) یعنی آرون سورکین درباره فیسبوک یک فیلم می‌نویسد اغلب افراد او را مسخره کردند. و زمانی که دیوید فینچر کارگردانی این فیلم را بر عهده گرفت این تمسخرها به تعجب تبدیل شد. چه چیز؟ چرا؟ چگونه؟ و زمانی که فیلم اکران شد متوجه شدیم فیلم شبکه اجتماعی اوایل قرن بیست و یک را به تصویر می‌کشد. سورکین داستان خلق فیسبوک را با درام حماسی یونان مشابه دانسته و داستان تراژیک قدرت و روابط را به تصویر می‌کشد. فیلم داستانی است درباره بیگانه‌ها، درباره حس بی ارزش شدن، درباره شکوه افتخار و دفاعیات پیش فرض. همچنین یکی از سرگرم کننده ترین فیلم‌های قرن ۲۱ محسوب می‌شود. همکاری عجیب سورکین و فینچر بسیار خوب از آب درآمده، به طوری که هر کدام بهترین ویژگی‌های خود را نشان داده و جنبه‌های منفی خود را به حداقل می‌رسانند. بده و بستان جالب رمانتیک گرایی سورکین و واقع بینی فینچر بسیار نادر بوده و تلاش هردو برای موفقیت فیلم و شخصیت‌های عمیق آن باعث شده که بتوان فیلم را بارها و بارها تماشا کرد. – آدم چیتوود


    شهر اشباح – Spirited Away

    شهر اشباح مانند بسیاری از فیلم‌های میازاکی، یک فیلم جالب، تأثیر گذار و همانند داستان‌های پریان است که الهام آن از فیلم “آلیس در سرزمین عجایب” (Alice in Wonderland) آن را به یک اثر فراموش نشدنی تبدیل می‌کند. یک حکایت خارق العاده از زیبایی و محاسن رشد کردن و بزرگ شدن، که قدرت فیلم سازی میازاکی را نشان می‌دهد. شهر اشباح یک اثر پیچیده، جادویی و خارق العاده است که می‌توان بارها و بارها آن را تماشا نمود و طراحی و ساخت زیبای آن باعث شده که به دلیل انتخاب مفاهیم گرانبها و در حین حال تاریک و عمیق، هم برای کودکان مناسب باشد و هم برای بزرگسالان. – آبری پیج


    رستگاری در شاوشنک – The Shawshank Redemption

    احتمالاً تا به حال این فیلم را تماشا کرده باشید. اقتباس کلاسیک فرانک دارابونت از یکی از متفاوت‌ترین داستان‌های کوتاه استفان کینگ به یکی از برترین فیلم‌های ۲۰ سال اخیر تبدیل شده است. یک فیلم درام جنایی با نقش آفرینی های زیبا که موضوع اصلی آن حول محور مقابله با بی عدالتی و شرارت می‌چرخد. تیم رابینز در نقش اندی دوفرن ظاهر شده و به گونه‌ای ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد که ساعت‌ها، روزها یا سال‌ها به فرار او فکر کرده و هرگز ناامید نشویم. همانطورکه از عنوان فیلم پیداست، این اثر یک اثر رستگارانه است که هرگز قدیمی نمی‌شود. – دیو ترامبور


    گروس پوینت خالی – Grosse Pointe Blank

    یک فیلم زیبا از جرج آرمیتاژ با بازی جان کیوسک، که تام جنکیویک، دی وی دوینسنتیز و یار باوفایشان استیو پینک، نویسندگی آن را بر عهده داشتند. این اثر کمدی اکشن با موسیقی متن زیبا از تیم فیلم “وفادارانه” (High Fidelity)، جان کیوسک را در نقش یک زورگیر نشان می‌دهد که به واسطه شغل اش در اواسط عمر به زادگاهش بازگشته و با جینگسرا دبیرستان اش آشنا می‌شود. او در آنجا با اولین و تنها عشق زندگی‌اش، دبی (مینی درایور) ملاقات می‌کند. دبی به او کمک می‌کند تا با کارهای بدش روبه رو شده و قدر زندگی را بداند. کیوسک و درایور توانستند با هم ارتباط خوبی برقرار کرده – ارتباطی که توانسته توجه مخاطب را جلب کرده و هیجان او را برانگیزد – و در کنار هم صحنه‌های زیبایی را یکی پس از دیگری ایجاد کنند. گروس پوینت خالی نشان می‌دهد که همیشه می‌توان از شانس دومی بهره برد و زندگی خود را از نو آغاز کرد. این فیلم درباره این است که می‌توان گذشته را فراموش کرد و دوباره همه چیز را شروع نمود. – هالی فاچ


    دسته جداافتاده‌ها – Band of Outsiders

    اگرچه بسیاری از آثار موج نوی فرانسوی گدار (Godard) آنقدر هنجارشکن هستند که نمی‌توان به آسانی آن‌ها را تماشا کرد (مذکر مؤنث (Masculin Feminin)، دو سه چیزی که از او می دانم (۲ or 3 Things I Know About Her))، اما این فیلم گدار عاطفی‌ترین آنهاست. این فیلم با الهام از فیلم “نفس افتاده” (Breathless)، فیلم سازی پرانرژی گدار، و احساسی که به ندرت در آثار گدار دیده می‌شود، یکی از متفاوت‌ترین آثار او در زمینه استفاده از عناصر عاطفی و حسی است. یک فیلم نفس گیر و البته خوشبینانه که با فیلم‌های عاشقانه دیگر این فیلمساز متضاد بوده و با استفاده از شخصیت‌های پیچیده و داستان عمیق به یک اثر نمادین موج نوی سینمای فرانسه تبدیل می‌شود. بازی زیبای آنا کارینا، ستاره این فیلم، یکی از نقاط قوت آن است. – آبری پیج


    پارک ژوراسیک – Jurassic Park

    زمانی که صحبت از پارک ژوراسیک به میان می‌آید آیا می‌توان چیزی گفت؟ یکی از بهترین آثار استیون اسپیلبرگ و یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما که ۱۰۰% یک اثر جادویی و بی نظیر است. با دیدن این فیلم به یک دنیای ترسناک سفر می‌کنید که دایناسورها در آن جولان می‌دهند، برای افزایش این رعب و وحشت تا جایی که ممکن است از جلوه‌های ویژه، صحنه پردازی دقیق (که اسپیلبرگ در آن متخصص است) و مجموعه‌ای از شخصیت‌های دوست داشتنی که بسیار واقعی به نظر می‌رسند، استفاده شده است. جادوی این فیلم هرگز دست از سرتان برنمی دارد. شخصیت‌های فیلم هیچ گاه پیر نمی‌شوند. باوجود پیشرفت دنیای مدرن و جلوه‌های ویژه، پارک ژوراسیک در مقابل تمام این پیشرفت‌ها ایمن بوده و همانند روز اول از آن استقبال می‌شود. – هالی فاچ


    الف – Elf

    الف یک اثر شاهکار نیست بلکه یک اثر احمقانه است، اما برای اینکه یک فیلم را بارها و بارها تماشا کرد حتماً آن فیلم نباید یک اثر ایده آل و کامل باشد. در حقیقت جان فاورو کارگردان این فیلم به همراه ستاره او ویل فرل، به دنبال ساخت یک فیلم کریسمسی بودند که هر سال دسامبر اعضای خانواده‌ها را در کنار هم قرار دهد و در این کار موفق شدند. در حقیقت با تماشای نمایش موزیکال برادوی می‌توان تاثیری که فاورو و فرل در این فیلم به دنبال خلق آن بودند را به خوبی درک کنید، تاثیری که به راحتی قابل تکرار نیست. اگرچه داستان فیلم عجیب است اما فاورو با استفاده از تکنیک انیمیشن سازی استاپ موشن و توجه به هر بازیگر، شخصیت‌هایی را به وجود می‌آورد که اگرچه عجیب و غریب هستند اما به موفقیت اثر کمک می‌کنند. این اثر یک اثر متفاوت است و به خوبی این تفاوت را نشان می‌دهد. بله اگرچه این فیلم با “رفقای خوب” قابل مقایسه نیست، اما می‌توان بارها و بارها آن را تماشا کرد. – آدم چیتوود


    چند مرد خوب – A Few Good Men

    اگرچه آثار آرون سورکین را می‌توان بارها و بارها تماشا کرد اما ممکن است گاهی اوقات حوصله تماشای قسمت‌های “بال غربی” یا ماجراهای “شبکه اجتماعی” و استیو جابز را نداشته باشید. گاهی اوقات دوست دارید ماجراهای یک درام جالب را در کنار دیالوگ سورکین تماشا کنید و اینجاست که می‌توانید روی فیلم “چند مرد خوب” حساب کنید. اگرچه همه ما با صحنه سخنرانی جس آشنا هستیم اما این فیلم پر از صحنه‌های تماشایی است که در کنار تم درام فیلم دیدنی خواهند بود. شاید این فیلم یکی از عمیق‌ترین یا چالش برانگیزترین فیلم‌های سورکین نباشد اما قطعاً یکی از جالب‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود. – مت گلدبرگ


    پلیس خفن – Hot Fuzz

    به سختی می‌توان تمام فیلم‌های ادگار رایت را در این لیست قرار نداد، اما اگر بخواهیم از لیست آثار او گلچین کنیم مسلماً “پلیس خفن” در این لیست قرار خواهد گرفت. پلیس خفن همانند فیلم شان می‌میرد یک فیلم اکشن رئال و خوش ساخت است که به هر صحنه فیلم، هر موسیقی و هر دیالوگ طنز، به خوبی توجه شده است. این فیلم را می‌توان مجموعه‌ای از ژانرها دانست که البته از این نظر از فیلم “مرد حصیری” (Wicker Man) یک قدم عقب‌تر است، فیلم نامه رایت با همکاری سیمون پگ به خوبی تماشاگر را با خود همراه می‌کند تا به قاتل اصلی دست پیدا کنند و از این نظر همانند آثار مشابه از صحنه‌های کلیشه استفاده نمی‌کند. به طوری که نمی‌توانید ۱۰۰% موضوع فیلم و پایان آن را پیش بینی کنید. در هر صورت این اثر یک اثر موفق است که پگ و نیک فراست یک بار دیگر قدرت طنزپردازی خود را نشان داده و رایت با کمک اجرای بازیگران بریتانیایی کارگردانی خیره کننده‌ای خواهد داشت. بدون شک این اثر یکی از بهترین آثار است. – آدم چیتوود


    بازگشت به آینده – Back to the Future

    یک فیلم ماجراجویی کامل با روایت کافی (تنها به این فکر کنید که پیش از پایان صحنه‌های آغازین درباره دنیای فیلم و شخصیت‌های آن چه اطلاعاتی در اختیارتان قرار می‌گیرد)، که با وجود عناصر رمانتیک سال‌های ۱۹۵۰ به داستان ادیپ هم می‌پردازد و به همین دلیل یک اثر جالب و لذت بخش است. حتماً دلیلی دارد که این فیلم یک اثر کلاسیک محسوب می‌شود و با وجود اینکه قسمت‌های ۲ و ۳ آن هم تولید شده‌اند اما هنوز سری اول آن یک اثر برتر محسوب می‌شود. – مت گلدبرگ


    ماتریکس – The Matrix

    هیچ چیز دلچسب تر از تماشای فیلم ماتریکس برای اولین بار نیست. اما جالب‌تر از آن این است که فیلم ماتریکس را بارها و بارها تماشا کرده و هر بار متوجه نکته جدیدی از فیلم شوید. یکی از معدود فیلم‌هایی که با تماشای آن دید شما به سینما و فیلم تغییر پیدا کرده و یاد می‌گیرید بار دیگر آن را از زاویه جدیدی تماشا کنید؛ حقایق پیچیده فیلم، تکنولوژی به کار رفته در آن و صحنه‌های زیبای اکشن، از جمله دلایل موفقیت این اثر محسوب می‌شوند. اما فراتر از هر چیزی پیام ضداستبدادی فیلم است که در هر زمان، مکان و جغرافیا می‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید. حتی اگر ماتریکس را تماشا کرده باشید و از جریان داستان باخبر باشید تماشای دوباره و گشودن معمای داستان می‌تواند جالب باشد. – دیو ترامبور


    روز گراندهاگ – Groundhog Day

    مسلماً فهرست فیلم‌هایی که می‌توان آن‌ها را دوباره تماشا کرد بدون این فیلم کامل نخواهد شد، زیرا فیلم داستان حلقه زمانی را نشان می‌دهد که برخی صحنه‌ها بارها و بارها تکرار می‌شوند. این فیلم داستان دو اتفاق متفاوت است که باهم برخورد کرده و به یک توازن ایده آل می‌رسند، درحالی که تاکید کارگردان فیلم، هارولد رامیس بر طنز از این فیلم یک اثر جالب به وجود آورده، اشاره بیل مری به مفاهیم فلسفی فیل کولینز بار مفهومی فیلم را افزایش می‌دهد. شاید این فیلم می‌توانست با ریتم سریع‌تر به تصویر کشیده شود اما رامیس می‌خواست صحنه‌ها را به شکلی نشان دهد که هر بار تاثیرگذاری خود را داشته باشند و مری هم یکی از بهترین نقش آفرینی‌های دوران حرفه ای اش را عرضه می‌کند. این فیلم بسیار جالب بوده و به دلیل حضور مری بسیار کمدی است، اما صحنه‌های تاریک و راه یافتن به مکان‌های آزاردهنده تاثیرگذاری این فیلم را دوچندان می‌کند. – آدم چیتوود


    مایک جادویی ۲ – Magic Mike XXL

    تماشای این فیلم مانند این است که به بهترین مهمانی جاده‌ای دعوت شده باشید. هر چیزی که درباره این فیلم باشد جالب است، اگرچه بازی امبر هرد نقطه قوت فیلم محسوب می‌شود اما با اطمینان می‌توان گفت که هر نقطه این فیلم نمی‌توانست از این بهتر باشد. از صحنه آغازین فیلم که چنینگ تاتوم در کارگاه ساخت و ساز خود دیده می‌شود، داستان شروع شده و دیگر نمی‌توانید از تماشای آن دست بردارید. در داستان فرعی دراماتیک فیلم می‌بینیم از صحنه‌ای که مایک اعمالش را پنهان کرد، دختر موردنظر را به دست آورد و حرفه رؤیایی‌اش را آغاز کرد، همه چیز به هم خورد؛ اما از اینجا داستان به شکلی پیش می‌رود که به یک ضیافت پایان ناپذیر دعوت خواهید شد. نقش آفرینی جو منگنیلو در نقش بیگ دیک ریچی و بازی جیدا پینکت اسمیت در نقش رئیس سابق مایک، و رقص زیبای آن‌ها از جمله نقاط دیدنی داستان است. این فیلم هم برای مردان یک فیلم جذاب است هم برای زنان. مایک جادویی ۲ یک اثر جذاب و جادویی است که همیشه می‌توان آن را تماشا کرد. – هالی فاچ


    هارولد و ماد – Harold & Maude

    بدون شک یکی از بهترین آثار کلاسیک دهه ۷۰ (با تأثیر از وس اندرسون) درباره ماجرای عاشقانه میان یک جوان ناامید و عجیب (باد کورت) و یک زن شرور هشتاد ساله است (روث گوردون). اگرچه ماجرای اصلی فیلم بحث برانگیز است اما وجود صحنه‌های پر از اشک و آه و سرکشانه باعث می‌شود همه افراد بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. بدون شک با تماشای مستمر این فیلم عجیب آن را بهتر و بیشتر درک خواهید نمود. (حتی اگر هر روز با دیدن آن اشک بریزید.) نقطه قوت این فیلم موسیقی متن کت استیونز است. – آبری پیچ


    عنصر پنجم – The Fifth Element

    یکی از دلایلی که می‌توان این فیلم را بارها و بارها تماشا کرد وجود جملات زیبای آن است. بدون شک عنصر پنجم یکی از بهترین آثار کارگردانی شده لوک بسون است که همین مسئله باعث می‌شود بتوانید این فیلم را چندین بار ببینید. حتی اگر آنقدر این فیلم را ببینید که به دیالوگ‌های شخصیت‌ها یا آواز دیوا پلاوالاگونا مسط شوید بازهم با تماشای دوباره فیلم لذت خواهید برد. داستان فیلم درباره آینده است و با وجود عناصر علمی تخیلی اصلاً تکراری یا آشنا نیست، شخصیت‌ها بسیار عجیب بوده و هر بار که بر سر صحنه ظاهر می‌شوند برایتان ناآشنا خواهند بود، صحنه‌های فیلم هم هیچگاه کهنه نخواهد شد. در این فیلم به جای استفاده از جلوه‌های کامپیوتری که پس از مدتی منسوخ می‌شوند از گریم و لباس استفاده شد. نقطه قوت این فیلم این است که محدود به زمان و مکان نیست، به همین دلیل حتی اگر بارها این فیلم را تماشا کرده باشید بازهم می‌توانید در هر مکان و زمان به تماشای آن بنشینید. – دیو ترامبور


    لبوفسکی بزرگ – The Big Lebowski

    این فیلم هرگز قدیمی نمی‌شود و با وجود اینکه برادران کوئن فیلم‌های جدیدتری هم ساخته‌اند، اما هنوز هم این فیلم بهترین اثر آن‌ها محسوب می‌شود. نقطه قوت فیلم عبارت است از نقل قول‌های زیبای آن (که با وجود اینکه تمام فیلم‌های برادران کوئین از این ویژگی برخوردار هستند اما این اثر در این زمینه برتر است)، نقش آفرینی زیبای جف بریجز و جان گودمن، و داستان عجیب و در عین حال جالب آن. این فیلم از آغاز تا پایان جالب است و اگرچه شاید فیلم‌های دیگر برادران کوئن عمیق‌تر باشند اما این فیلم را فیلم برتر آن‌ها می‌دانند. – مت گلدبرگ


    تعطیلات کریسمس – Christmas Vacation

    بدون شک این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های ایام کریسمس است اما باید قبول کنید “تعطیلات کریسمس” را می‌توان بارها و بارها تماشا کرد. در این فیلم دیالوگ‌های زیبایی وجود دارد و صحنه‌های طنز آن فراوان است، البته اگر بتوان با آن ارتباط برقرار نمود. فیلم نامه جان هیوز، کارگردانی جرمیا اس. چچیک و نقش آفرینی کمدی بازیگرانی چون چوی چیس و رندی کواید، زیبایی این فیلم را دوچندان می‌کند که برای درک آن‌ها باید فیلم را چندین بار تماشا کنید. شاید فیلم را با دقت تماشا کرده باشید و به یاوه‌های کلارک گریس ولد گوش داده باشید، اما صحنه‌ای که ادی در حالی که زیر سوئیشرت سفیدش یک لباس سیاه پوشیده و یک کیسه لامپ رنگی را زیر غذای سگ قرار می‌دهد یا کمی مانده به پایان فیلم آلن به کلارک حمله می‌کند را یادتان است؟ حتی اگر طرفدار این فیلم باشید بازهم با تماشای دوباره آن می‌توانید نکات جدیدی از آن را کشف کنید. – دیو ترامبور


    دختران بدجنس – Mean Girls

    تینا فی در این نقش تمام استعدادهای فیلم نامه نویسی خود را به کار گرفت تا یک فیلم دبیرستانی جالب خلق کند. یک فیلم به کارگردانی مارک واترز و تهیه کنندگی لورن مایکل، درباره یک دختر شیرین به نام کدی (لیندزی لوهان) که در خانه درس خوانده و برای اولین بار به یک دبیرستان آمریکایی وارد می‌شود و با دخترانی روبه رو می‌شود که رجینا جرج (ریچل مک آدامز) رئیس آن‌هاست. دختران بدجنس یک فیلم طنز و کمی عمیق است که طنز را با حقیقت آمیخته و واقعیت زندگی نوجوانان را به تصویر می‌کشد. اگرچه درباره داستان‌های دخترانه و تلاش آن‌ها برای زیباتر، لاغرتر و بهتر شدن می‌توان چیزهای زیادی گفت اما تینا فی توانسته به خوبی فیلم نامه‌ای طراحی کند که هم کمدی است و هم تأثیرگذار. همچنین باوجود اینکه این فیلم دخترانه است اما موضوع آن باعث می‌شود که تمام افراد بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. علاوه بر آن چه کسی تا به حال در زندگی‌اش با اشخاصی همانند رجینا جرج برخورد نکرده است؟ – هالی فاچ


    داستان عامه پسند – Pulp Fiction

    بدون شک یکی از بهترین آثار کارگردانی شده توسط کوئنتین تارانتینو که شاید نتوان آن را به سادگی بارها و بارها تماشا کرد اما تماشای آن لذت بخش خواهد بود. یک تریلر جنایی دو ساعت و نیمه با چهار داستان مجزا که اگرچه بارها تقلید شده اما هرگز نسخه بهتری از آن ساخته نشده است و درنتیجه این فیلم به الگوی فیلم‌های ژانر کمدی سیاه تبدیل شده است. همچنین با وجود اینکه تارانتینو تلاش کرد ژانرها و دوره‌های زمانی دیگر را نیز دست مایه فیلم خود قرار دهد اما این فیلم همچنان الهام بخش او بود. این فیلم آنقدر عمیق است که می‌توان ساعت‌ها آن را تماشا کرد و جز به جز آن را نقد نمود. این فیلم پیچیده، به شکل غیرمنتظره‌ای نامتوازن و همواره سرگرم کننده است. – دیو ترامبور


    عروس شاهزاده – The Princess Bride

    داستان عاشقانه راب رینر محصول سال ۱۹۸۷ یک اثر کلاسیک عاشقانه برتر در ژانر فانتزی ماجراجویانه و یکی از بهترین فیلم‌های جهان است. بدون شک یکی از دلایل موفقیت آن بازی این فیلم با ژانرهای مختلف – حماسی، ماجراجویانه، عاشقانه، اکشن قهرمانانه، انتقام جویانه، اشرافی و جادویی است که تمام آن‌ها در قالب یک داستان خانوادگی عرضه می‌شوند. زمانی که یک پسر جوان بیمار می‌شود، پدربزرگش ماجراهای پرنسس باترکاپ (رابین رایت) و شوالیه محبوبش وستلی (کری الویس) که قبلاً کشاورز بوده را برایش نقل می‌کند. وستلی و باترکاپ با کمک عشق حقیقی همیشه به هم رسیده و یکدیگر را نجات داده، سرزمین‌های قلمروشان را باز پس گرفته، شیاطین و افراد خطرناک را شکست داده و در مسیر خود با فزیک غول پیکر (آندری جیانت) اینیگو مونتویا (مندی پتینکین) انتقام جو روبه رو می‌شوند. عروس شاهزاده از ابتدا تا پایان یک فیلم لذت بخش است و از آن دست فیلم‌هایی است که آنقدر تماشا می‌کنید تا دیالوگ و آهنگ فیلم را از بر شوید. – هالی فاچ


    قاپ زنی – Snatch

    شاید تا به حال این فیلم را چندین بار تماشا کرده باشید تا بفهمید برد پیت چه می‌گوید، اما در این فیلم کمدی جنایی گای ریچی نقاط پررنگ‌تری وجود دارد. این فیلم تمام امتیازات یک اثر کلاسیک موفق که بتوان بارها تماشا کرد را داراست: یک داستان با ریتم تند و درگیر کننده، شخصیت‌های خیره کننده با بازی بازیگران کهنه کار و دیالوگ‌های به یادماندنی. هر بار که این کمدی سیاه و ناراحت کننده را تماشا کنید از خودتان می‌پرسید آیا ترکیه‌ای و تامی از این وضعیت بغرنج رها می‌شوند، یا میکی اونیل و نوچه‌اش به دلیل باهوشی از چنگ مشکلات رها می‌شوند یا از روی خوش شانسی؟ درهرصورت جالب است که چگونه داستان‌های متفاوت گای ریچی سرانجام در کنار هم قرار گرفته و یه یک موضوع واحد تبدیل می‌شوند. حتی صحنه رویارویی تونی دندان گلوله‌ای با بوریس جاخالی کن یک بار دیگر، ارزش دیدن را دارد. – دیو ترامبور


    خانه جاده – Road House

    اگر از فیلم‌های پرزرق و برق اواخر دهه ۸۰ خوشتان می‌آید پس باید این فیلم را تماشا کنید. شخصیت‌هایی با شلوارهای جین فاق بلند، تی شرت های گشاد و لباس‌های رنگی. پاتریک سوویزی و سام الیوت صحنه‌های اکشن پدید می‌آورند. این فیلم رودی هرینگتون محصول سال ۱۹۸۹ داستان پیچیده‌ای ندارد: سوویزی در نقش یک بزن بهادر ظاهر می‌شود که در یک بار استخدام شده تا از دعواهای افراد محلی در آنجا خودداری کنند. اگرچه داستان فیلم مسخره است اما حوادث موجود در آن باعث جذابیت فیلم می‌شوند. بار کنار جاده یک فیلم جسورانه، جالب و مبارزه‌ای است. از دیدن این فیلم با شخصیت‌های مرد با موهای بلند خسته نخواهید شد. – هالی فاچ


    هری پاتر (چندگانه) – Harry Potter

    اگرچه هیچ کدام از فیلم‌های هری پاتر را نمی‌توان به تنهایی یک فیلم کامل دانست اما چندگانه آن در کنار هم آنقدر موفق است که می‌توان آن را بارها تماشا کرد. به همین دلیل است که کانال ABC آن را آخر هفته‌ها پخش می‌کند. می‌توانید این فیلم‌ها را بارها و بارها تماشا کرده و هربار لابه لای کتاب‌های جادویی و قصرهای هری پاتر از خود بیخود شوید. فیلم‌های هری پاتر از جمله فیلم‌هایی است که می‌توانید به تنهایی و یا در کنار جینگسرا خود آن را تماشا کرده و لذت ببرید. – دیو ترامبور


    ارباب حلقه‌ها (چندگانه) – Lord of the Rings

    اگر حوصله ندارید چندگانه هری پاتر را تماشا کنید می‌توانید سه گانه ارباب حلقه‌ها را تماشا کنید. این سه گانه به کارگردانی پتر جکسون از رمان شاهکار جی آر آر تالکین اقتباس شده است. در این فیلم‌ها به جنگ، عشق، صحنه‌های اکشن و ماجراجویی پرداخته می‌شود و داستان به گونه‌ای پیش می‌رود که حس شگفتی و لذت همیشه با شما خواهد بود. آیا در این فیلم جملات زیبا هم به چشم می‌خورد؟ البته. آیا بهترین نقش آفرینی‌های تاریخ سینما را می‌توان در این فیلم دید؟ قطعاً. سه گانه ارباب حلقه‌ها از کار اخیر جکسون، یعنی “هابیت” (The Hobbit) متمایز است که دلیل اصلی این تمایز این است که می‌توانید این سه گانه را بارها و بارها تماشا کنید. شاید به این زودی چنین فیلمی تولید نشود. – دیو ترامبور


    پیشنهاد می‌کنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:

    ۱۰ داستان الهام‌بخش برای پرفروش‌ترین فیلم‌های ترسناک

    ۱۰ فیلم برتر درباره جنگ جهانی دوم در تاریخ سینما

    ۱۰ فیلم برتر ژان کلود ون دام (فرانکی)

    ۱۰ فیلم برتر با موضوع خواب و رویا

    ۱۰ فیلم برتر کلاسیک عاشقانه

    ۱۰ فیلم برتر کمدی قرن ۲۱

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت جینگسرا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس