خرید لباس ورزشی نظام وکالتي در عصر کدام امام تاسيس شد

در پرتو نظام نيابتي امام حسن عسکري (ع) ، مردم آمادگي عصر امامت وليعصر (ع) را پيدا کردند و تا کنون اين نظام وکالتي و نيابتي ادامه يافته است و مي‌توانيم آثار و برکات آن نظام را مشاهده و به خوبي احساس کنيم. به مناسبت هشتم ربيع الثاني سالروز ميلاد امام حسن عسکري (ع) آيت الله ميرزا محمد حسين احمدي فقيه يزدي در گفتگویی ، نيم نگاهي به نظام وکالت در عصر امام حسن عسکري (ع) و روش حضرت در هدايت جامعه مسلمين در دوران حصر آن حضرت داشته است.عصر امام حسن عسکري (ع) چه خصوصيت خاصي داشت که موجب تاسيس نظام وکالت شد؟از ويژگي‌هاي عصر امام حسن عسکري (ع)، تقارن حيات امام با عصر عباسيان است که بيشترين فشارها و زخم زبان‌ها را نسبت به حضرت روا مي‌داشتند ، عباسيان با تجربه‌اي که از حکومت‌هاي گذشته و مقايسه‌اي که بين حکومت بني اميه با آن ظلم‌ها و جناياتي که در حق اهل بيت (ع) کرده بودند و در نهايت منجر به انقراض بني اميه شد و نيز با وضعيتي که خودشان مي‌خواستند حکومت کنند، اين دوران را تبديل به دوران پيچيده سياسي نموده است. و با همه قلدري‌ها و سختي رفتاري که بني عباس با اهل بيت (ع) داشتند، اما مي‌خواستند به گونه‌اي رفتار کنند تا محبوبيتي هم در بين مردم داشته باشند، در حالي که تلاش مي‌کردند به کلي اهل بيت (ع) را ساقط کنند، اما مهم‌ترين همت ايشان قطع رابطه بين امام و مردم بود ، اين انقطاع و جدا کردن مردم از اهل بيت مهم‌ترين فشاري است که عباسيان در صدد آن بودند البته در عين حال مي‌خواستند ظاهر را به گونه‌اي حفظ کنند که مردم تصور کنند ايشان طرفدار اسلام و دين هستند لذا نوع سياست ايشان و برخورد ايشان با امور مختلف ديني، تفاوت بسيار زيادي با حکومت‌هاي قبلي دارد.اين فشار سياسي و جلو گيري از ارتباط مردم با امام (ع) به گونه‌اي شد که گاهي شخصي براي يک سوال و حديث، مورد تعقيب قرار مي‌گرفت و امام حسن عسکري (ع) در عصري قرار گرفته بودند که مکرر زنداني مي‌شدند و بعد از حصرهاي متعددي که در حق ايشان روا مي‌داشتند در نهايت به محاصره کامل در آمدند و همواره در مراقبت شديد بودند، البته بني عباس شايع مي‌کرد که هدف ما حفظ جان امام مي‌باشد، لذا ايشان را در بين لشکريان و سپاه حفظ مي‌کنيم. اينجاست که مردم، دور بودن از امام را تجربه مي‌کنند و در واقع قطع ارتباط امام و مردم در اين عصر محقق مي‌شود منتهي حضرت به وسيله وکلا و با واسطه مسائل ديني وظيفه مردم را به ايشان منتقل مي‌کردند و اين مسئله که مطالب امام توسط وکلا به مردم منتقل شود و مردم وظيفه خود را تشخيص دهند تجربه مهمي بود و اين برنامه ، برنامه ظريفي بود و حضرت توانستند مردم را براي دوران امامت حضرت وليعصر (ع) آن هم با دو غيبت صغري و کبري که در پيش بود آماده کنند. از اينجا مسئله نيابت مطرح مي‌شود هر چند ما با لفظ وکالت از آن ياد مي‌کنيم. تفاوت نيابت با وکالت چيست؟در عرف مردم نوعا وکالت را در امور مالي به کار مي‌رود اما ” نيابت” عنواني بالاتر از “وکالت” دارد و در امور فرهنگي و ارشاد مردم، “نيابت” مطرح مي‌شود تا زمان امام حسن عسکري (ع) که بيشترين ارتباط را مردم با نواب و وکلاي آن حضرت داشتند، سئوالاتشان به گونه‌اي بوده است که ضمن اينکه سئوالات شرعي خود را مطرح مي‌کردند و جواب مي‌گرفتند اگر در تنگناهاي اجتماعي و گرفتاري‌هاي مختلفي که براي ايشان پيش مي‌آمد قرار مي‌گرفتند از طريق اين وکلا کسب تکلف مي‌کردند، امام حسن عسکري (ع) به ” نظام وکالت ” توسعه‌ دادند و اين نظام را به “نظام نيابت” نزديکتر نمودند.همانطوري که گفتيد وکلاي حضرت علاوه بر وکالت، کار نيابتي نيز انجام مي دادند، اين نائبان چه خصوصياتي داشتند؟نائبان حضرت افراد بسيار فاضل و عالمي بودندکه به نوعي تحليل در بيان مسائل فقهي و احکام داشتند و ايشان در پرتو ارتباطي که با امام (ع) داشتند، کليد فهم مسائل ديني و رموز مسائل معرفتي را بدست آورده بودند و اين کليدها در اختيار ايشان قرار گرفته بود و اين امر تجربه بزرگي بود که در عصر امام حسن عسکري (ع) براي مردم حاصل شد و مردم فهميدند در زماني که نمي‌توان مستقيما از امام استفاده کنند چگونه از طريق نظام نيابتي و وکلا، مسائل ديني خود را حل نمايند.اين نظام چه برکاتي داشت؟ و امام نائبان خود را چگونه راهنمايي و ارشاد مي کردند؟در پرتو نظام نيابتي امام حسن عسکري (ع) ، مردم آمادگي عصر امامت وليعصر (ع) را پيدا کردند و تا کنون اين نظام وکالتي و نيابتي ادامه يافته است و مي‌توانيم آثار و برکات آن نظام را مشاهده و به خوبي احساس کنيم ، کساني که لياقت نيابت امام را داشته‌اند همانطور که در عصر امام معصوم به خوبي راهنمايي مي‌شدند در زمان غيب هم راهنمايي مي‌شوند و در واقع امام حسن عسکري (ع) با برنامه اي حساب شده و ظريف، نظام وکالت و نيابت را به عصر امام زمان (ع) منتقل نمودند.از باب نمونه احمد بن اسحاق در تشرفي که به محضر امام حسن عسکري (ع) داشتند مي‌گويد : « خدمت حضرت امام حسن عسکري (ع) رسيدم و در نظر داشتم راجع به جانشين آن حضرت از وي سؤالاتي کنم ، قبل از اينکه سؤال خود را مطرح سازم، فرمود: اي احمد، خداوند هرگز زمين را خالي از حجت نخواهد گذاشت، و از آغاز آفرينش آدم تا روز قيامت اين روش جاري خواهد بود، پروردگار به وسيله آن حجت، بلاها را از زمين دفع مي‌کند و برکات خود را بر اهل زمين نازل مي‌سازد.» چون امام مي‌ديدند او لياقت بار عظيم وکالت و نيابت را دارد و اين بار را به دوش مي‌کشد، لذا امام بعد از خود را به ايشان نشان دادند.راوي گويد: عرض کردم: يا ابن رسول اللَّه خليفه و امام بعد از شما کيست؟ امام پس از اين سؤال من از جاي خود با سرعت حرکت کرد و داخل اطاقي شد و بار ديگر در حالي که کودکي را در روي شانه خود گذاشته بود وارد گرديد، صورت اين کودک مانند ماه تمام مي‌درخشيد و حدود سه سال از عمرش مي‌گذشت، سپس فرمود: « اي احمد؛ اگر نه اين بود که نزد خداوند آبرو و شرافت داري و در نزد حجت‌هاي پروردگار داراي مقام و منزلت هستي، هرگز اين کودک را به تو نشان نمي‌دادم، اين کودک با حضرت رسول صلي اللَّه عليه و آله همنام و کنيه است، و او زمين را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر مي‌کند. اي احمد مَثَل اين کودک در ميان اين امت، مانند خضر و ذي القرنين است، به پروردگار سوگند اين غيبتي خواهد داشت که جز گروهي از معتقدين به امامت ائمه (ع)، بقيه هلاک خواهند گرديد »احمد گويد: عرض کردم: اي مولاي من، او علامتي دارد که قلبم اطمينان پيدا کند، در اين هنگام کودک شروع به سخن گفتن نمود و با زبان عربي فصيحي گفت: «أنا بقية اللَّه في أرضه و المنتقم من أعدائه فلا تطلب أثرا بعد عين يا احمد بن اسحاق».احمد گويد: من پس از اين جريان، بسيار خوشحال از منزل امام (ع) بيرون آمدم «کمال الدين و تمام النعمة ؛ ج2 ؛ ص384»از افتخارات احمد بن اسحاق است که چندين امام را از نزديک مشاهده و درک کرده است و شخصيت بزرگواري است و اصل و اساس مسجد امام حسن عسکري را نيز همين احمد بن اسحاق ساخته است ، معروف است که ايشان در روبروي اين مسجد دفن شده‌اند و حال آنکه او در مسير راهي که به سوي کربلا و مکه مي‌رفته است در نزديک کرمانشاه از دنيا مي‌رود و جايگاه دفن او در آنجا مورد توجه مردم است و اين مسجد به دستور و کالت از حضرت ساخته شده است و حتي مشهور است که امام حسن عسکري(ع) امر کرده‌اند و اين مسجد را ساخته‌اند ؛ کمک‌هاي مالي که مردم براي پيشرفت اسلام و اهداف آن بايد به امام مي‌دادند از طريق وکلاي آن حضرت انجام مي‌گرفته است. از جمله اين وکلاء ” احمد بن اسحاق” است که به خوبي اين نقش را عهد دار شد و روايات فراواني از طريق او نقل شده است که مسند قابل توجهي جمع آوري شده است و در همايشي که در بزرگداشت احمد بن اسحاق برگزار شد خدماتي که اين وکيل بزرگ امام عسکري (ع) ارائه نموده بودند بررسي شد، عمده راوياني که در آن عصر در قم حضور داشتند به وسيله ايشان تغذيه علمي مي‌شدند.آيا در فقه کتاب مستقلي در باب نيابت نوشته شده است؟متاسفانه در فقه در باب نيابت کتاب مستقلي نوشته نشده است، ولي در لابلاي مسائل فقها و مباحث فقهي، بحث نيابت به فراواني بيان شده است، مثلا در بحث حج و ديگر جاها بحث نيابت مطرح شده است اما کتاب مستقلي نديده‌ام ، اخيرا يکي از دوستان که پايان نامه‌اي را مي‌خواستند بنويسند، من بحث نيابت را پيشنهاد کردم تا به بررسي احکام “نيابت” و تفاوت آن با “وکالت” بپردازند و انشا الله ديگران اين برنامه را تکميل کنند و اين مسئله را در محضر چند نفر از بزرگان مراجع، مطرح کردم که جاي اين بحث در بين مباحث فقهي خالي است و ايشان هم تصديق کردند و بايد به گونه‌اي حق اين مطلب ادا شود.از گفتار حضرت عالي اينگونه استنباط مي شود که بهتر است بجاي “نظام وکالتي” از تعبير ” نظام ولايت نيابتي “استفاده کنيم؟بله ؛ در واقع ما مي‌خواهيم بيان شما را اينگونه تحويل و تبديل کنيم “نظام ولايت وکالتي” را به ” نظام ولايت نيابتي” منتقل کنيم و هر دو به امام متصل مي‌شود، چون در “نظام وکالتي” هم اگر “ولايت امام” در آن نباشد آن “وکالت” معنا پيدا نمي‌کند ، در “وکالت” هر چه نظر “موکل” است بايد وکيل نظر او را عملي کند و در نظام وکالتي چيزي نمي‌تواند اضاقه کند ، اما در “نظام نيابت” يک نوع اختياراتي جدا از جنبه وکالتي به او داده مي‌شود و برخي از مسائل را او نيابتا انجام مي‌دهد و “ولايت نيابتي” امر بسيار مهمي است که در زمان غيبت صغري و کبري اين قضيه عملا اجرا شده است، اما اصل اين جريان مربوط به عصر امام حسن عسکري مي‌باشد، منتهي در زمان حضرت عسکري به گونه‌اي بود که وکلا و نائبان، اميد برحضور آن حضرت داشتند و مي‌توانستند به حضور برسند و امضاي آن حضرت را مي‌گرفتند ، اما در عصر غييت صغري و کبري اين که به خدمت آن حضرت برسند، کمتر اتفاق مي‌افتاده و در اينجا “نيايت” بيشتر از “وکالت” خودنمايي مي‌کند و نوع عملکرد اين افراد به عنوان نائب بوده است. حتي “نواب خاص” ضمن اينکه نسبت به آن مقداري که وکالت داشتند، کارهاي وکالتي انجام مي‌دادند، اما بخشي از عملکرد ايشان به صورت نيابتي بوده است ؛ در مواردي که نواب در غيبت صغري به محضر امام مي‌رسيده‌اند حکم مسئله واضح بوده است، اما در غيبت کبري که اميد حضور حضرت کمتر است گرچه امکان پذير است، مسئله نيابت بيشتر خود نمايي مي‌کند.آيا ارشادات امام (ع) در زمان غيبت هم اتفاق مي افتاد؟البته در زمان غيبت رسيدن به محضر امام معصوم (ع) مکرر واقع شده است که خدمت حضرت رسيده‌اند و امضاي خاص را داشته‌اند، اما اينگونه نبوده است که در هر وقت و زماني خدمت امام برسند ، و اين اذن حضور هم بر اساس مصلحتي است که خود امام (ع) تشخيص مي‌داده اند و براي اينکه وظائف نيابتي را نائبان تشخيص دهند اجازه حضور مي‌دادند و در زمان غيبت کبري هم بسياري به حضور امام رسيدند و الان هم مي‌دانيم بسياري از امور منسوب به آن حضرت است ، همانطوري که مرجع تقليد عظيم الشان ، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران تقريبا در لحظه پيروزي در بيست و دوم و بهمن که حکومت نظامي بود و به فرمان ايشان اين حکومت نظامي شکسته شد، از بيان امام اينگونه فهميدند که دستور شکست حکومت نظامي را امام از حضرت وليعصر (ع) گرفته بودند و در توسلي که ايشان به حضرت حجت پيدا کرده بودند فرمان را از حضرت وليعصر گرفته بودند و اصلا پيروزي نظام از جانب امام عصر بوده است و اين انقلاب منسوب به آن حضرت است و اگر دعاي آن حضرت نبود به اينجا نمي‌رسد.لذا مسئله نيابت درجه بالاتري از نظام وکالتي که در ذهن‌ها است دارا مي‌باشد و اگر از نظام وکالت عبور کنيم و بالاتر برويم، به نظام نيابت مي‌رسيم، چنانچه امام حسن عسکري (ع) اين نيابت را به احمد بن اسحاق واگذار کردند و تمرين دادند که چگونه بايد در مسير تبليغ اسلام حرکت کنند و وظيفه نائبان چگونه بايد باشد و الحمد لله اين جهت در روايات شبيه و خصوصا در تاريخ به خوبي منتقل شده است، تا جايي که اين حديث در ذهن همگان جا افتاده است که « فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَي هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه ؛ وسائل الشيعة ؛ ج27 ؛ ص131» امام عسکري «ع» فرمودند :.. هر کس از فقيهان که نفس خود را پاس دارد، و دين خود را حفظ کند، و به مخالفت با هواهاي خويش برخيزد، و فرمان خدا را اطاعت کند، بر عوام است که از او تقليد کنند. و چنين کسي نخواهد بود، مگر بعضي از فقيهان شيعه نه همه آنان.کسي که معارف الهي را خوب درک کند و اهل تقوي باشد و بر اساس وظيفه عمل کند و تسليم اوامر الهي باشد مردم بايد از او تقليد کنند و تقليد در لغت ، گردنبد خاصي است که زن‌ها و دختران براي زيبايي به گردن مي اندارند و اگر نيابت و علقه اي که از طريق آن مردم را با امام مرتبط مي‌کند باشد ، موجب زيبايي و پيشرفت ما مي‌شود لذا نظام وکالتي به تدريح به نيابت بر مي‌گردد و نيابت اعم از وکالت است، يعني خصوصيات وکالتي را دارد مع زيادة ]و بيشتر از آن[ و در فقه بايد نظام نيابتي به خوبي تبيين شود.اين مجموعه حرکتي است که از زمان حضرت عسکري شروع مي‌شودو تا به عصر کنوني ادامه مي‌يابد.آيا حضرت عسکري (ع) نائبان متعدد داشتند يا نائبان حضرت علي التناوب بوده اند؟اينکه آيا حضرت وکلاي متعددي در عرض هم داشته‌اند يا اينکه اين وکلا به ترتيب و علي التناوب بوده‌اند، ظاهر ادله دلالت بر تناوبي بودن آن دارد ، اما بعضي معتقدند امام وکلايي در عرض هم داشته‌اند ؛ ظاهرا حضور وکلا و نائبان هم عرض در غيبت صغري و کبري واقع شده است ؛ اما در عصر امام عسکري وکلا علي التناوب بوده‌اند ؛ مثلا احمد بن اسحاق يک نفر است اما بقيه وکلا از طريق او منسوب مي‌شدند و آن اختيار را داشته است که ضمن اينکه کارهايي را انجام مي‌دهد وکلايي هم بگيرد و اين مسلئه در “نيابت” هم ممکن است و مي‌شود نواب وکلايي داشته باشند. حضرت وکيلي را معين مي‌کردند و طرق ديگر هم به او متصل مي‌شدند.در نيابت هم بايد بحث شود که آيا مي‌توان نائبان متعدد داشته باشيم يا اينکه بايد يک نائب خاص داشته باشيم البته اين بحث در نائبان خاص مشخص است، اما در نيابت عام بايد اين مسئله بررسي شود که منظور از چند نائب در امور مختلف است يا در يک امر يا در همه امور و اين در بحث نيابت بايد مطرح شود و بحث قابل توجهي است و عزيزاني که قابليت ورود به اين مباحث را دارند، بايد وارد شوند و بنده هم نظر خاصي دارم.با توجه به مطالب حضرت عالي آيا تعبير نيابت فقيه صحيح است يا ولايت فقيه؟سوال مهمي است و جواب آن هم به آساني داده نمي‌شود ، امام راحل در مباحث خود مفصل اين مسئله را بحث کرده‌اند نظر امام با نظر ديگر فقها در مباحث مرجع جامع شرايط و حاکم شرعي که مجتهد مطلق باشد علي التفصيل آمده است و براي پاسخ به اين سئوال نيازمند به بررسي نظر امام و ديگر فقهاست و فرصت ديگري را مي‌طلبد.منبع: مرکز خبر حوزه